از ترانه تا دلتنگی

ترانه ای زیبا از پـــوریــا فــرازی به نام برگـریزان 

 

نمی خواستم اینجوری وابسته شم 

 

نمی خواستی اینجوری عادت کنی 

 

به هر کس که از زندگیم رد بشه 

 

به هر سایه حتی حسادت کنی 

 

نمی تونم از عشق تو بگذرم 

 

جدایی خوده مرگه ترکم نکن 

 

من و تو یه اندازه عاشق شدیم 

 

بیا سایَتو از سرم کم نکن 

 

تو هم مثل من بی قراره چشات 

 

می دونم دلت تا ابد با منه 

 

چشاتو می بندی جهانم سیاس 

 

چشمامو ببندم دلت می شکنه 

 

با صدای امـــیـــد

نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم آبان 1393ساعت توسط مهسا|

ترانه ای زیبا از علی رضا طلیسچی به نام نمیخوامت

 

کسی که تو خلوتت زیاد بهش فکر می‌کنی...تا یه آهنگِ جدید میاد بهِش فکر می‌کنی

یه نفر هست که همیشه دوس داری بره...یکی هم هست که برای داشتنت منتظره

رو به روم عکسِ کسیه که به روم چشماشو بست...یه نفر بغضشو باز کنار عکسِ من شکست

توی زندگیِ هر کس یه نفر هست که نیست...توی زندگیِ هر کس یه نفر نیست که هست

من واسه هر کی پَر درآوردم...از خاطراتت سر درآوردم...اما نمی‌خوامت

دلتنگم و خیلی اَزم دوری...با اینکه من می‌میرم این جوری...بازم نمی‌خوامت

یا تو تنهایی و اون یکیو داره همیشه...یا یکی تو زندگیته وقتی اون تنها می‌شه

اون یکیو داره و سخته حسادت نکنی...کم کم عادت می‌کنی به هیشکی عادت نکنی

نوشته شده در یکشنبه ششم مهر 1393ساعت توسط مهسا|

 ترانه ای زیبا از بــابــک صحرایی به نام کــــجـــا

 

کجا برگردم این روزا...که سرگردونِ این دنیام

نه گم می‌شم نه می‌مونم...یه عمره خسته و تنهام

تو می‌خندی و رد می‌شی...نفس از یاد من می‌ره

که ماهِ توی این برکه...هنوز با سنگ می‌میره

تو رو می‌بینمت از دور...که دستاتو تکون می‌دی

همه دنیا قفس می‌شه...واسه این مردِ تبعیدی

تو این جاده هنوزم...به سرابی از تو مجبورم

کجای راهو کج رفتم...که از تو این همه دورم

همه دنیای من بودی...تو این روزا که بی‌فردام

منو به خونه برگردون...که سرگردونِ این دنیام

منِ عاشق هنوز با تو...به شوق و شادی نزدیکم

کنارت غرق خورشیدم...اگرچه تلخ و تاریکم

 

نوشته شده در جمعه بیست و هشتم شهریور 1393ساعت توسط مهسا|

ترانه ای زیبا از مــــحــــــسن شیــــرالی به نام هـــنـــرمـــنــد

 

نجابتت واسم مثل یه سرپوش روی تلخی‌هاست

توی نگاهِ سطحیتم تمامِ عمق عشق پیداست

یه روز آروم،یه روز از عشق،مثل طوفانم انگاری

با تو هر روز یه جور خوبم،چقدر خلاقیت داری

توی دنیای حد و مرز،بدونِ مرز دوسِت دارم

بدون با افتخار یه عمر واست عمرمو می‌ذارم

چشاتو تا که می‌بینم،چشام بی‌وقفه می‌خندن

نگاه کن چی اَزم ساختی،چقدر چشمات هنرمندن

با خنده‌هات بهار می‌شه،چی پشتِ خنده‌هات داری

که حتی روی فصلا هم داری تاثیر می‌ذاری

نوشته شده در جمعه بیست و هشتم شهریور 1393ساعت توسط مهسا|

ترانه ای زیبا از روزبـــه بـــمـــانی به نام از دســـت دادم

 

 

دارم راحت تو رو از دست می‌دم...داری می‌ری که از من دور باشی

دارم حس می‌کنم انگار کم کم...داری حس می‌کنی باید جدا شی

دارم راحت تو رو از دست می‌دم...دارم با بد غمی درگیر می‌شم

دارم تو بهترین روزای عمرم...توی اوج جوونی پیر می‌شم

تمامِ عمر جنگیدم بمونی...تمامِ عمر حس کردم که می‌ری

تو می‌تونی فقط با حرفِ رفتن...تمامِ عمرمو از من بگیری

نمی‌تونم ببازم زندگیمو...من از دنیای بی‌تو در گریزم

یه حسِ باختن عادت ندارم...ببازم،سخت می‌بازم عزیزم

نوشته شده در جمعه بیست و هشتم شهریور 1393ساعت توسط مهسا|

ترانه ای زیبا از بــــابک صــــــــحرایـــی  به نام درکــــم کـــن

 

یک لحظه درکم کن تا فرصتی مونده...تردیدِ تو ما رو از ریشه سوزونده

یک لحظه درکم کن یک جای این تقویم...کی گفته عشق من،ما سهم هم نیستیم

یک لحظه درکم کن اِی آخرین همدم...گناه من این بود که عاشقت بودم

یک لحظه درکم کن حالا که دلگیرم...حالا که می‌سوزم،حالا که می‌میرم

یک عمره که می‌خوام راهیِ فردا شیم...اما نمی‌ذارن هم‌پای هم باشیم

حالا که این راهو با گریه طی کردیم...باید که از مرزِ خوشبختی برگردیم

تو شرجیِ چشمات اندوهی پنهونه...که رازِ طوفانِ این مردِ دلخونه

بی‌تو گمم توی رگبارِ تنهایی...اشکامو باور کن،کجای دنیایی

پشتِ کدوم ظلمت چشماتو گم کردم...که از هراسِ تو نمی‌شه برگردم

پَر می‌کشم از شب تو اوجِ ویرونی...هنوز دوسِت دارم،چرا پریشونی

نوشته شده در جمعه بیست و هشتم شهریور 1393ساعت توسط مهسا|

ترانه ای زیبا از مهدی ایوبی به نام پرسه

 

انقدر دوری از جهانم که
دستات ُ توی عکس می گیرم
من زنده بودم به امید تو
من بی تو قبل از مرگ می میرم


من با سکوتم بد رقه ت کردم
ریتم قدم هات قلبم ُ لرزوند
تو مطمئن بودی که باید رفت
من مطمئن بودم که باید موند


ای کاش می تونستی که برگردی
آغوشم از تنهایی می ترسه
من واسه پنهون کردن اشکام
کاری بلد نیستم به جز پرسه


من مطمئن بودم که گم میشم
بد جایی دستام ُ رها کردی
ندیدی با بغضم صدات کردم
ای کاش می تونستی که برگردی


 

نوشته شده در چهارشنبه بیستم فروردین 1393ساعت توسط مهسا|

 

ترانه ای زیبا از مهدیه رضایی به نام تکراری

 

میون عشق من و تو پای کی در میونه

وقتی نگاهم می کنی حواست پیش اونه

تو رو کی از من خسته کرد از این دل دیوونه

دیگه جایی نداری برو از خونه

 

فرقی نمی کنه برات چی به سرم میاری

واسه تو تکراری شدم دیگه دوسم نداری

خوب می دونم که این روزا حوصله مم نداری

 تو که به فکر رفتنی

 

شبا با یادت خیس بارون می شم

اگه آروم میشی باشه داغون می شم

فکر نکنی چی می شم وقتی از من دوری

دیگه تعارف بسه برو تو مجبوری

 

پس زدی دستامو من و تو ما نیستیم

یه روز عاشق بودیم دیگه حالا نیستیم

من بهت حق میدم دل تو با من نیست

از همین جا برگرد ته راه روشن نیست

حق من عشقت بود دیگه حق با من نیست

 

جای نفرت سمت قلبم خاطراتت روُ به پیشن

بعد تو توی خیابون آدمام شکل تو میشن

 

آخر تو رو گرفت ازم این روزگار لعنتی

حرومت باشه عاشقی

 

پس زدی دستامو من و تو ما نیستیم

یه روز عاشق بودیم دیگه حالا نیستیم

من بهت حق میدم دل تو با من نیست

از همین جا برگرد ته راه روشن نیست

حق من عشقت بود دیگه حق با من نیست

 

با صدای نوید احدی

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه بیستم بهمن 1392ساعت توسط مهسا|

 

ترانه ای زیبا از سروش دادخواه به نام هنوز دلم واسه تو تنگ می شه

 

هنوز دلم واسه تو تنگ می شه...هنوز بی تو درگیرِ عذابم

ببین ساعت خوابیده اما...بعد از دوریت نمی تونم بخوابم

توی رویا تو رو می بینم اینجا...که شاید ترسِ تنهایی بریزه

خودت نیستی ولی همصحبتِ من...هنوزم قابِ عکسِ روی میزه

من شک ندارم نمیای...دوریت می شه عادتم

از بس خیالم راحته...از همه چی ناراحتم

خوابت رو می بینم مدام...این کارِ هر شبِ منه

بگو شبا تو خوابِ تو...کی داره پرسه می زنه

تماشایی ترین تصویرِ دنیا...برای دیدنت راهی ندارم

نمی دونم قرارمون چی بوده...من از وقتی تو رفتی بی قرارم

هنوزم واسه ی نبودنِ تو...توی این قلبِ تنها جا نمی شه

یه چیزی گم شده تو روزگارم...که بعد از تو دیگه پیدا نمی شه

با صدای رضا یزدانی

نوشته شده در سه شنبه پانزدهم بهمن 1392ساعت توسط مهسا|

 

ترانه ای زیبا از زهرا عاملی به نام دلشوره

(از بهترین های اخیر)

یا عشق با من خوب نیست...یا سهم من تنهاییه

اولِ ارتباطیَم...که آخرش جداییه

تو تلخ می خندی به من...من خنده رو حس می کنم

این آخرای رابطه ست...آینده رو حس می کنم

تا تو سکوت می کنی...دیوار می شه پنجره

به سمتِ در می ری،منو...دلشوره از دست می بَره

از بغض پُر می شم ولی...چشمامو می بندم بری

با اینکه خیلی سختمه...تو گریه می خندم بری

بعد از تو طرحِ خونه رو...آوار می کشم،برو

نابود می شم تو خودم...کنار می کشم،برو


نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم دی 1392ساعت توسط مهسا|


 Design By : Pichak